من الغریب الی الحبیب...

نویسنده : پسر فاطمه چهارشنبه 4 بهمن 1391 05:32 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امام زمان (عج) ،

گاهی ز یاد رفته و دل سنگ میشوم

گاهی به یاد هستی و دل تنگ میشوم

من چون پَر کلاغ،همرنگ غم شدم

مَهجورهستم و چون ((دال)) خم شدم

.

.

.

 چندروزی به گدایی شما سرگرمیم

کاهلیم و زین کاهلیم پُرشرمیم

کاش می شد که دعا گوی قنوتت باشیم

کاش می شد همه همسفره ی قوتت باشیم...

 



آخرین ویرایش: چهارشنبه 4 بهمن 1391 05:39 ب.ظ

رابطه خلقت با مهدویت و رابطه ی هر دو با عبادت وبندگی!

نویسنده : پسر فاطمه جمعه 6 مرداد 1391 01:48 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امام زمان (عج) ،

برای دریافت حکمت مهدویت باید حکمت خلقت را دریابیم،در این صورت دلیل عبادت و بندگی خود را خواهیم فهمید.

این جمله را بارها شنیدیم"من عرف نفسه فقد عرف ربه"در ترجمه ها اینگونه بیان میشود که هرکس خودش را بشناسد خدا را خواهد شناخت!اما حقیقت این گونه نیست بلکه هرکس خود را شناخت خدارا شناخته است.

یعنی نشناختن خدا سبب نشناختن خود میشود!!!(سوره حشر)

معرفت و شناخت  خدا به دو قسم است:

1.ثنای خدا:اظهار به صفات ثبوتی خدا

2.تسبیح خدا:منزه دانستن خدا از صفات سلبیه

یکی از صفات ثبوتی خداوند عالم بودن خداست،یعنی خداوند صاحب علم است و یکی صفات سلبیه خدا که ذات حق تعالی از آن به دور است صفت بُخل است،یعنی خدا بخیل نیست و باید فیاض باشد.

وقتی میگوییم خداوند عالم است و بخیل نیست پس باید علم خود را در عالم متجلی کند.از آنجایی که خداوند بخیل نیست همه ی علم خود را میخواهد که در مخلوقی متجلی کند و چون همه ی علم خود را میدهد در واقع خدای دیگری با علمی شبیه به خود خلق کرده اما چون مخلوق ظرفیت خدا شدن ندارد خدا،خدای دیگری خلق نمیکند!!!و چون این اتفاق نمی افتد خدا موجودی خلق میکند که مظهر اسماء و صفات خودش باشد.

" وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً "

وقتی خدا علم خود را متجلی میکند از جوشش درونی خودش است و از روی فشارهای بیرونی نیست پس به اختیار تصمیم گرفته است مو جودی خلق کند که مظهر اسماء و صفات الهی باشد در نتیجه این موجود هم باید دارای اختیار باشد و خود جوش عمل کند.

خدا برای اینکه انسان اختیارش آزمایش شود،آزمایشگاهی باید خلق کند که انسان را بر سر چند راهی قرار دهد به همین دلیل آزمایشگاهی به نام عالم ماده(عالم محدودیت ها)خلق کرده است.یعنی تمام عالم ماده و هر چه در آن است به خاطر انسان  خلق شده است.

((همه ی مخلوقات شریف هستند چون خدا آنهارا خلق کرده است و چون تمامشان برای انسان خلق شده اند انسان میشود اشرف مخلوقات))

سوال:

حقیقت انسان روح است پس چگونه در این عالم ماده باید آزمایش شود؟

پاسخ:

إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنّی خالِقٌ بَشَرًا مِنْ طینٍ(71) فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی فَقَعُوا لَهُ ساجِدینَ(72)(ص)

یعنی خدا وسیله ای به نام جسم برای روح قرار داده تا بتواند در عالم ماده آزمایش شود و تمام غرایز و شهوات را برای حفظ جسم برای خدمت رسانی به روح تعبیه کرده است،اما چون جسم فرع است لذایذ آن هم فرع است و هدف نیست.

حال چون انسان میخواهد با اختیار مظهر اسماء و صفات الهی شود خداوند حتما او را هدایت میکند به خاطر همین انسان را به اسماء و صفات مشتاق میکند این اشتیاق در قالب فطرت در انسان قرار داده شده است ،انسان به طور فطری خوبی ها را درک میکند و به سمت آن حرکت میکند.اما با وجود فطرت و غرایز و شهوات در انسان یک تعارض بزرگ در انسان ایجاد میشود،اینکه جسم انسان را به سوی شهوات و روح انسان را به سوی فطرت میکشد.

برای رفع این تعارض خدا دو پاسخ داده است:

1.رسول باطن(عقل)

2.رسول ظاهر(پیامبران)

وجود پیامبران برای این است که در بسیاری از مقاطع عقل توانایی جداسازی خوبی از بدی را ندارد.

امام صادق(ع) فرمودند:با عقل سلیم میتوان خدا را عبادت کرد و با ان به بهشت رفت.

همچنین در آموزه های پیامبران هم راه هایی برای رسیدن به اسماء و صفات خدا  که هدف اصلی خلقت است وجود دارد.

در قرآن نیز اینگونه بیان میشود که:

"وما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون"

نتیجه مهم اینکه تنها راه رسیدن به اسماء و صفات الهی عبودیت است.

برای مثال شاگرد  نجاری را در نظر بگیرید که میخواهد کاملا به استادش شبیه شود ناچار باید تمام دستورات استاد را اطاعت کند.انسان هم برای شبیه شدن به خداوند باید تمام دستوراتش را اطاعت کند،وقتی خدا را اطاعت میکنیم ظاهرا او را میپرستیم در واقع داریم به او شبیه تر میشویم.

پس اصل هدف عبودیت،ربوبیت است!!!چون خدا میخواهد مارا پرورش دهد تا مظهر اسماء و صفات خدا شویم.

اگر هدف عبودیت ربوبیت نبود،خلقت انسان بیهوده بود و اگر خلقت بیهوده می بود علم خدا زیر سوال میرفت.

کسی که با کمک عقل و وحی فطرت را بر شهوت غلبه دهد شبیه ترین موجودات به خدا می شود یعنی میتواند چون خدا خلق کند و یا مرده زنده کند.(مثال قرآنی آن حضرت ابراهیم و حضرت عیسی)

نکته مهم در این قسمت این است که چون خدا محدود به زمان نیست،میتواند همه کسانی را که قرار است در دنیا به کمال نهایی برسند را از قبل معرفی کند و بگوید به میزان زحمتتان به این انسانهای کامل میرسید.(نمونه این انسانهای کامل چهارده معصوم هستند)

سوال بسیار مهم:

در اکثر مواقع انسان ها در عبادت خدا که هدف اصلی خلقت است کاهلی میکنند آیا خلقت بیهوده میشود؟

پاسخ:

خیر.چون حجت خدا همیشه عبودیت را انجام میدهد خلقت بیهوده نمیشود و در این راستا معصوم فرموده است اگر ما نبودیم خدا عبادت نمیشد.

در روایات داریم زمین از حجت خدا خالی نمیشود شاید یکی از دلایل این روایت همین بحث عبادت خدا باشد.

آخرین نتیجه ی بحث این که هم وجود ما هم هدایت ما در عصر حاضر به خاطر وجود نازنین حضرت صاحب الزمان (عج)می باشدو اگر لحظه ای امام زمان(عج)از عالم ماده جدا شود یا عبادت خدا را نکند خلقت بیهوده میشود و علم الهی زیر سوال میرود.

حال وظیفه ما چیست؟

بهترین اعمال انتظار فرج است.

از این روایت این برمی آید که انتظار فرج از جنس عمل است و ما باید عامل و زمینه ساز ظهور باشیم.



آخرین ویرایش: جمعه 6 مرداد 1391 01:59 ب.ظ

این طالب و بدم مقتول بکربلا ؟

نویسنده : پسر فاطمه سه شنبه 13 تیر 1391 11:56 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امام زمان (عج) ،

شاید باورم نشد که مرا دلبرم خرید    

خالق به روی من حساب کردو مرا از گل آفرید

من قدر خود ندانم و نمی دانم کی ؟  

باید زخودم دل ببُرم،تاکه بگوید اوهم به ما رسید

ای دلبر ثریایی ،ای یار کجایی؟     

 گر بی تو بمیرم تو بگو که چرا من بیافرید؟

من مرغ دلم بی تو گرفتار شود

هرکس که با تو بود ز زندان تن رهید

      یا رحمی بنما به این دل خسته ما

     یا که دمی بیا به خانه ی این دل ما

آخر بدون تو چه کنم صاحب الزمان؟

هرصبح جمعه گویم الغوث والامان

شاید که فراموش کرده ای وجود من

اما هنوز یاد مَنی شاه جمکران

یادم نمیرود که،که بودم کنون کیم

من قطره بوده ام که مرا وصل کرده ای به بیکران

ما منتظر به راه تو ارباب نشسته ایم

این اشتباست باید بکنیم انقلابی به جهان

      ای منتقم بیا به فدای سر شما

     این سر شده فدای شما و ره شما

آن دم که بیایی از راه نور عین

با آمدنت کفرو ستم رود ز بین

از کودکی شنیدیم که خودت فرمودی:

در هر عزا و هر مصیبتی فبکللحسین

عمریست که ماگریه کنه اربابیم

این اشک شده برای ما ادای دین

والله همه منتظریم تا که بگیریم

انتقام پیکرو خون و سرِ حسین

       تا روز قیامت همه چش در راهیم

      تا جان ز تن ما برود خون خواهیم



آخرین ویرایش: چهارشنبه 14 تیر 1391 12:41 ق.ظ

آقا نیا!!!

نویسنده : پسر فاطمه جمعه 9 تیر 1391 05:55 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امام زمان (عج) ،

چشم انتظار لحظه ای هستیم که او می آید از ره

منتظر سرجاده ای نشستیم که او می آید ازره!!

آیا تاکنون شده فکر کنیم چرا آقا نمی آید؟

چراعزلت گزیده چرا آقا نمی اید؟

چرا وقتی که نامش می برم حسی وجودم را نمی گیرد؟

چرا این دل یه بار بهر غربت یارم نمی گیرد؟

چرا وقتی که یادش میکنم،اشکی زچشم من نمی آید؟

اصلا فکر کرده ای،شاید به خاطر گناه من وتوست آقا نمی آید!!

من کمتراز آنم که بگویم چیزی

حرف من با خود آقاست،توچرا اشک ریزی؟

تا که مرم به فکر نان شبند و فکر دنیا،تو جایی نداری

تا که چشم ها به دنبال ناموس غیر است و گوشها پر ز گناه،تو جایی نداری

تا که در دل،دل خوشی ها غیر خداست،تو جایی نداری

خلاصه شهرما پرزگناست،تو جایی نداری

شهری که شهر غربت است،شهرودیار ماست

شهری که پرزفتنه و شهر ریاست،شهر و دیار ماست

شهری که درآن نشنوی حتی یه راست،شهر و دیار ماست

شهری که در فساد مالی غوغاست،شهر و دیار ماست

الان که می گویم مولا تو بیا باور نکن،این دعا بر حسب عادت شهر و دیار ماست

و الا ما که منتظر تو نیستیم،همه ی دل خوشی های ما شهر و دیار ماست

تاکی کار من باشد بیایم جمکران ناله زنم آقا بیا؟

تاکی اینطور اشک تمنا بریزم و بگویم آقا بیا؟

حرف آخر این بود گرروی من کردی حساب آقا نیا!!

یاتوسلمانم بکن یا که بکٌش این نوکرت،آنوقت بیا



آخرین ویرایش: - -


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic