فاطمیه ی امسال...

نویسنده : پسر فاطمه یکشنبه 27 اسفند 1391 11:27 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: حضرت زهرا(س) ،

امسال فاطمیه فقط به این فکر میکنم!
کابوس شبهای امام حسن(ع):
قدار بسه،بی عار بسه،یک بار،دوبار،چندبار ،بسه،خورد صورتش دیوار، بسه!


آخرین ویرایش: - -

صدای هق هق علی....

نویسنده : پسر فاطمه پنجشنبه 2 شهریور 1391 12:48 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: حضرت زهرا(س) ،

به قول یکی از رفقا:((مادر بنا نداشت خود را بنا کند...می خواست بنده باشد و یا ربنا کند))

یا الله به امید تو!

از بچگی صحبت های امیرالمومنین با حضرت مادر برام جانسوز بوده این شعر هم فقط برای دل خودمه...لطفا شما نخونید!!!!

قَدت کمونه،دلت خزونه،به کی بگم این پیرزن خیلی جوونه

   غصه و ناله،اشک ستاره،چند روزه که دل علی برا تو خونه

حسین میگفت با حال عجیبی،بابا برو بیار برا مادر طبیبی

          خودت بگو که چه جوره حالت؟این قدر نگو تابوت بساز برام حبیبی

می سوزه باز بچه ام حسن،تو شعله های کوچه ی تنهایی هاش

همش میگه مادر کنارم بود ولی،چی شد که آخرش شدم عصا براش

    ((وای گل یاس پیمبر...))

اگه که زهرا،خودم می رفتم در وا میکردم حالا تو این جور نبودی

   منو ببخش چون تقصیر من بود،اگه الان کمی بازو کبودی

وقتی صدای دَر می رسه باز،همه تلاطم میگیریم،آروم نداریم

  تو تویه بستر،ما پر دردیم،دوباره باز برای تو بارون می باریم

زینب حالش پریشونه،وقتی حالت دوباره باز وخیم میشه

  خیلی به تو دل بسته بود،آخه بچه از مادر یتیم میشه

        ((وای گل یاس پیمبر...))


ادامه مطلب
آخرین ویرایش: دوشنبه 6 شهریور 1391 12:27 ب.ظ

آه سینه سوز!!!

نویسنده : پسر فاطمه یکشنبه 11 تیر 1391 02:01 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: حضرت زهرا(س) ،

ببخشید دیگه نصفه شبی یاد مدینه و بقیع و کوچه هاش افتادم!!!!همش تقصیر عباس طهماسب پور بود با این سبکهاش.....خلاصه ماه شعبانی بدم نیست یاد فاطمیه کنیم!!!داغ داغ ها التماس دعا.

حالت خراب وغمگینی،دیگه داری پرمیکشی           کاشکی بمیرم نبینم،که ازسینه آه میکشی
راحت میشی میری دیگه تو آسمونا فاطمه             بدون بارفتنت داری علی رو هم تو میکشی
غم رو بخون از چشمام وببین که بدحالم
    همه کسم هستی زهرا،نروکس وکارم
صدای هق هق کردنت علی رو آزرده
      هنوز رویه در جای لخته های خون مونده
((ای دل ای دل امون از دل حیدر))
چندوقته که بابچه ها نکردی بازی              همش به من میگی تو کی تابوت میسازی؟
از طرف من محسن و بگیر تو آغوش                            بگو بابات نمیکنه تو رو فراموش
آرزو داشتم محسنم پیش حسین باشه
  تو کربلا که ما نیستیم یار حسین باشه
بمیرم از جسم محسن چیزی نموند باقی
    گذاشته مسمار داغ رو سینه ی من داغی
((ای دل ای دل امون از دل حیدر))
یه خواهشی تو بعد من زیاد به تن مشکی نپوش      یه کاری کن حسن کنه ماجراهارو فراموش
مهمترین وصیتم در مورد حسینمه                      هرچی سفارشش کنم میدونی که بازم کمه
شبها بذار بالا سرش یه کاسه ی آبی
               بچه ام خیلی تشنه اش میشه نداره هیچ تابی
و اما زینبم رو به خدا سپردم من
               کاش میشد اشکهای چشماش و میشمردم من
((ای دل.....))




آخرین ویرایش: یکشنبه 11 تیر 1391 01:48 ب.ظ


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic