من الغریب الی الحبیب...

نویسنده : پسر فاطمه پنجشنبه 9 شهریور 1391 01:47 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امام رضا(ع) ،

 

باز بی تاب شدم،در دلم یادِ حرم
 سوختم و آب شدم از یادِ حرم

فرصتی شد که دوباره پر پروازه دلم
بال زند سمتِ گوهر شادِ حرم

وسط صحن تو روحم چو جدا شد ز تنم
گفتم کاش شوم کبوترِ آزادِ حرم

بهترین لحظه ی عمرم همانی شد که
باد خورد صورتم از بادِ حرم

اکسیر عشق بر مِسم افتاد و زر شدم
تا دستم برسید به فولادِ حرم

کاش که قول کربلایم بدهی
نکند که بمیرم با یادِ حرم

یک عمر حرم گفتم و از هجر نمردم
ای داد بی داد از یادِ حرم

حرم و صحن بهانه است که ره گم نشود
کاش بگویم لبیک به فریادِ حرم

این شعر به ویرایش دوست عزیزم رسید و این بیت رو هم در ادامه خودش گفت:

این همه گفتی زحبیب ذی حرم

ماندم چه بگویم زعزیز بی حرم



آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 شهریور 1391 09:29 ب.ظ

صدای هق هق علی....

نویسنده : پسر فاطمه پنجشنبه 2 شهریور 1391 12:48 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: حضرت زهرا(س) ،

به قول یکی از رفقا:((مادر بنا نداشت خود را بنا کند...می خواست بنده باشد و یا ربنا کند))

یا الله به امید تو!

از بچگی صحبت های امیرالمومنین با حضرت مادر برام جانسوز بوده این شعر هم فقط برای دل خودمه...لطفا شما نخونید!!!!

قَدت کمونه،دلت خزونه،به کی بگم این پیرزن خیلی جوونه

   غصه و ناله،اشک ستاره،چند روزه که دل علی برا تو خونه

حسین میگفت با حال عجیبی،بابا برو بیار برا مادر طبیبی

          خودت بگو که چه جوره حالت؟این قدر نگو تابوت بساز برام حبیبی

می سوزه باز بچه ام حسن،تو شعله های کوچه ی تنهایی هاش

همش میگه مادر کنارم بود ولی،چی شد که آخرش شدم عصا براش

    ((وای گل یاس پیمبر...))

اگه که زهرا،خودم می رفتم در وا میکردم حالا تو این جور نبودی

   منو ببخش چون تقصیر من بود،اگه الان کمی بازو کبودی

وقتی صدای دَر می رسه باز،همه تلاطم میگیریم،آروم نداریم

  تو تویه بستر،ما پر دردیم،دوباره باز برای تو بارون می باریم

زینب حالش پریشونه،وقتی حالت دوباره باز وخیم میشه

  خیلی به تو دل بسته بود،آخه بچه از مادر یتیم میشه

        ((وای گل یاس پیمبر...))


ادامه مطلب
آخرین ویرایش: دوشنبه 6 شهریور 1391 12:27 ب.ظ


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic