خسته ام از دوری کرببلا...

نویسنده : پسر فاطمه دوشنبه 19 تیر 1391 12:38 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امام حسین (ع) ،

     شب میلاد امام زمان(عج)وقتی مداح هیئتمون از کربلا داشت می خوند دیدم یکی از دوستای خوبم که تازه از کربلا اومده بود سرش رو پایین انداخته و تو فکر فرو رفته!!بهش گفتم چته؟چرا تو فکری؟رفیقم بدون منظور حرف سنگینی رو بهم زد، گفت:آخه تو الان برا چی داری اینقدر با شور میگی حسین،تو که کربلا رو ندیدی وقتی از کربلا میخونن به چی فکر میکنی؟تو چیزی رو برا تصور نداری؟من که دیدم دارم میسوزم!!!!!! از این حرفش شب عیدم به عزای درونی تبدیل شد وخدا میدونه تاصبح چی کشیدم این شعر هم یادگار همون سحر زیباست...... 

 

سبک:((اگرچه حقتو ادا نکردم....)) اجراشده توسط طهماسب پور

توشاهی ارباب منم گداتون      فدای یک گوشه ی نگاتون     اسیر شدم من به کربلاتون

آقای من، آقای من

خسته شدم از این همه دوری     ولی میگی تو بازم صبوری     اما بگو که آخه چه جوری 

صبورباشم،صبورباشم

صبوری بسه آقاجون بده حرم رو نشونم

تا دم آخر ایشاالله پای غم تو می مونم 

ارباب، ببین دیگه موهام سفید شد ،پیر شدم و حرم ندیدم

اگه که کربلا نرم من،از زندگیم خیری ندیدم

 ((خسته ام از دوری کرب و بلا))

دل خوشی من شبهای هیئت     خوردن از یک ذره ی تربت      مستی و شورو صفا تو روضت

کارمنه،کارمنه

من خلق شدم برای نوکریتون     جونمو میدم پا روضه هاتون     کاشکی بیام تا کرببلاتون

آقای من،آقای من

مَنی که سینه ام کبوده،بگو که جرمم چی بوده

دوری کرب و بلا که تو قرارمون نبوده

ارباب،راضی نشو بسوزه قلبم،بیا یه کاری کن برا من

حرم ندیده نذارآقا،پنبه بذارن دهن من

((خسته ام از دوری کرب و بلا))

خوش ندارم تو حسرت بمیرم     نذار که من تو غربت بمیرم     کاشکی شب زیارتت بمیرم

آقای من،آقای من

کاشکی بگن که آقا پنات داد     یه گوشه از صحنش تورو جات داد      بگن دور گنبدش هوات داد

آقای من،آقای من

تویی تو شاهنشه دل، ببین خورده ام به مشکل

بی تو که باشم حسین جان غم به سرم میشه نازل

ارباب،باتو که باشم سرفرازم،باتوبه عالمی بنازم

اگه بگی برم حسین جان،زندگیمو یه جا می بازم

((خسته ام از دوری کرب و بلا))



آخرین ویرایش: دوشنبه 19 تیر 1391 02:06 ق.ظ

دروازه خیبر زجا کنده نمی شد،گمانم علی هم یا علی گفت!!!

نویسنده : پسر فاطمه جمعه 16 تیر 1391 06:38 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امیرالمومنین(ع) ،

این بحر طویل در سالروز کنده شدن در خیبر به دستان توانای مولا امیرالمومنین سروده شده است.

خواب دیدم که نجف آزادم،دل به دست شاه خیبر دادم،چه صفایی و چه حالی بود ایوان طلا،صدشکر که بر محبتش دل دادم و چنین دل شادم،نرود از یادم،آنقدر حیدر گفتم در خواب که چنین آبادم،دستمو به دستِ شاه لو کشف من دادم و نگویم که در آخر به چه دام افتادم،عمریست در بند علی هستم و از روز ازل آزادم،نرود از یادم،بخدا که عبد مادر زادم،طفلی بوده ام که مادرم به دست حیدر دادم و فقط نام علی هست یادم و از آن روز به بعد نام ونشان من چیست؟؟آری اهل نجف آبادم!!!!

واز آن خواب به بعد سراز پا نشناسم و چنین بی تابم،همه شب دست به دعا دستِ تمنّا بالا که بگویم مولا تو مرا دریابم،بخدا بی تابم ودر این سختی راه،ظلمت شب تو شدی مهتابم.من همانم که زجام کرمت سیرابم،من همانی که غلام حضرت اربابم،من همانم که مجنون غم احبابم وچنین حُسن تو کرد مشتاقم،بخدا که حضرت شاه منم بی تابم،درس عشق از تو گرفتم که چنین جنون شده آدابم!!!

وتویی عالی،اعلی مولا،وتو ای حضرت حیدر بابا،برسان سلام برحضرت مادر زهرا.وببین ماهمه فرزند توییم ای مولا،همه چش به راه فرزند توییم ای مولا!وتو ای کعبه دلها،بهار جانها،و توای صاحب عرش و الرحمان حضرت آقا،توبکش دست نوازش به سر سائل ها  که رسیده است به ما کرامتت از هرجا.و شد عشقت به دلِ من ازلی،بخدا حضرت شاه لم یزلی وشد امروز چو مهدی غایب،ما شدیم جان به کف حضرت سَیدعلی!!!



آخرین ویرایش: جمعه 16 تیر 1391 10:02 ب.ظ

این طالب و بدم مقتول بکربلا ؟

نویسنده : پسر فاطمه سه شنبه 13 تیر 1391 11:56 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امام زمان (عج) ،

شاید باورم نشد که مرا دلبرم خرید    

خالق به روی من حساب کردو مرا از گل آفرید

من قدر خود ندانم و نمی دانم کی ؟  

باید زخودم دل ببُرم،تاکه بگوید اوهم به ما رسید

ای دلبر ثریایی ،ای یار کجایی؟     

 گر بی تو بمیرم تو بگو که چرا من بیافرید؟

من مرغ دلم بی تو گرفتار شود

هرکس که با تو بود ز زندان تن رهید

      یا رحمی بنما به این دل خسته ما

     یا که دمی بیا به خانه ی این دل ما

آخر بدون تو چه کنم صاحب الزمان؟

هرصبح جمعه گویم الغوث والامان

شاید که فراموش کرده ای وجود من

اما هنوز یاد مَنی شاه جمکران

یادم نمیرود که،که بودم کنون کیم

من قطره بوده ام که مرا وصل کرده ای به بیکران

ما منتظر به راه تو ارباب نشسته ایم

این اشتباست باید بکنیم انقلابی به جهان

      ای منتقم بیا به فدای سر شما

     این سر شده فدای شما و ره شما

آن دم که بیایی از راه نور عین

با آمدنت کفرو ستم رود ز بین

از کودکی شنیدیم که خودت فرمودی:

در هر عزا و هر مصیبتی فبکللحسین

عمریست که ماگریه کنه اربابیم

این اشک شده برای ما ادای دین

والله همه منتظریم تا که بگیریم

انتقام پیکرو خون و سرِ حسین

       تا روز قیامت همه چش در راهیم

      تا جان ز تن ما برود خون خواهیم



آخرین ویرایش: چهارشنبه 14 تیر 1391 12:41 ق.ظ

آه سینه سوز!!!

نویسنده : پسر فاطمه یکشنبه 11 تیر 1391 02:01 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: حضرت زهرا(س) ،

ببخشید دیگه نصفه شبی یاد مدینه و بقیع و کوچه هاش افتادم!!!!همش تقصیر عباس طهماسب پور بود با این سبکهاش.....خلاصه ماه شعبانی بدم نیست یاد فاطمیه کنیم!!!داغ داغ ها التماس دعا.

حالت خراب وغمگینی،دیگه داری پرمیکشی           کاشکی بمیرم نبینم،که ازسینه آه میکشی
راحت میشی میری دیگه تو آسمونا فاطمه             بدون بارفتنت داری علی رو هم تو میکشی
غم رو بخون از چشمام وببین که بدحالم
    همه کسم هستی زهرا،نروکس وکارم
صدای هق هق کردنت علی رو آزرده
      هنوز رویه در جای لخته های خون مونده
((ای دل ای دل امون از دل حیدر))
چندوقته که بابچه ها نکردی بازی              همش به من میگی تو کی تابوت میسازی؟
از طرف من محسن و بگیر تو آغوش                            بگو بابات نمیکنه تو رو فراموش
آرزو داشتم محسنم پیش حسین باشه
  تو کربلا که ما نیستیم یار حسین باشه
بمیرم از جسم محسن چیزی نموند باقی
    گذاشته مسمار داغ رو سینه ی من داغی
((ای دل ای دل امون از دل حیدر))
یه خواهشی تو بعد من زیاد به تن مشکی نپوش      یه کاری کن حسن کنه ماجراهارو فراموش
مهمترین وصیتم در مورد حسینمه                      هرچی سفارشش کنم میدونی که بازم کمه
شبها بذار بالا سرش یه کاسه ی آبی
               بچه ام خیلی تشنه اش میشه نداره هیچ تابی
و اما زینبم رو به خدا سپردم من
               کاش میشد اشکهای چشماش و میشمردم من
((ای دل.....))




آخرین ویرایش: یکشنبه 11 تیر 1391 01:48 ب.ظ

آقا نیا!!!

نویسنده : پسر فاطمه جمعه 9 تیر 1391 05:55 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امام زمان (عج) ،

چشم انتظار لحظه ای هستیم که او می آید از ره

منتظر سرجاده ای نشستیم که او می آید ازره!!

آیا تاکنون شده فکر کنیم چرا آقا نمی آید؟

چراعزلت گزیده چرا آقا نمی اید؟

چرا وقتی که نامش می برم حسی وجودم را نمی گیرد؟

چرا این دل یه بار بهر غربت یارم نمی گیرد؟

چرا وقتی که یادش میکنم،اشکی زچشم من نمی آید؟

اصلا فکر کرده ای،شاید به خاطر گناه من وتوست آقا نمی آید!!

من کمتراز آنم که بگویم چیزی

حرف من با خود آقاست،توچرا اشک ریزی؟

تا که مرم به فکر نان شبند و فکر دنیا،تو جایی نداری

تا که چشم ها به دنبال ناموس غیر است و گوشها پر ز گناه،تو جایی نداری

تا که در دل،دل خوشی ها غیر خداست،تو جایی نداری

خلاصه شهرما پرزگناست،تو جایی نداری

شهری که شهر غربت است،شهرودیار ماست

شهری که پرزفتنه و شهر ریاست،شهر و دیار ماست

شهری که درآن نشنوی حتی یه راست،شهر و دیار ماست

شهری که در فساد مالی غوغاست،شهر و دیار ماست

الان که می گویم مولا تو بیا باور نکن،این دعا بر حسب عادت شهر و دیار ماست

و الا ما که منتظر تو نیستیم،همه ی دل خوشی های ما شهر و دیار ماست

تاکی کار من باشد بیایم جمکران ناله زنم آقا بیا؟

تاکی اینطور اشک تمنا بریزم و بگویم آقا بیا؟

حرف آخر این بود گرروی من کردی حساب آقا نیا!!

یاتوسلمانم بکن یا که بکٌش این نوکرت،آنوقت بیا



آخرین ویرایش: - -

شوق پرواز

نویسنده : پسر فاطمه جمعه 9 تیر 1391 12:05 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امام حسین (ع) ،

عمریست که دل شوق پریدن دارد  

پرواز،به معشوق رسیدن دارد

باید زخودم دل ببرم تا که به مقصود رسم                

مقصود حسین است که دیدن دارد

عمریست دنبال حسین هستم و پیداش نکردم      

آری درپی خوبان دویدن دارد

معصیت بال پرواز شکست          

 آلوده شدن خوار شدن هم دارد

        زخم خورده ی غمم،غم حاصلم شده

        آنقدر گفتم عاشقم که خودم باورم شده

اولین شرط عشق بازی بود نام حسین

راهی که رسد برحضرت حق،راه حسین

مرغ دل گرچه پریشان و هوایی گشته

ننشیند بامی به جز از بام حسین

شکر حق مست ولایش گشتم

تا به دنیا آمدم افتاده ام دام حسین

من شدم صیدی که در پی صیاد گشته ام

تا که من روضه شنیدم بشدم رام حسین

        عشق چون طلای نابسیت به هرکس ندهندش

       عشق دریای جنون است،هرکس که به دریا نبرندش

خاک برسر میکنم گر که مرا ردم کنی

عشق با تو میکنم تا که مرا دعوت کنی

توصیف عشق و شرح فضایل

ناتمام شد با زبان الکنی

من که بر دوری تو عادت ندارم

آخر ارباب تو باید که برات امضا کنی

گفته ام  به مادرم ،که بعد مرگم مادر

صاحبم بی کفن است مبادا که مرا کفن کنی



آخرین ویرایش: جمعه 9 تیر 1391 01:50 ق.ظ

سالار زینب

نویسنده : پسر فاطمه شنبه 3 تیر 1391 05:12 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امام حسین (ع) ،

کربلا...تابه کی غصه و غم وبخرم؟

کربلا...سلامم رو بده به شاه کرم.

وقتی که حرم نمیشه قسمت،واسه دیدنت هستم تو نوبت

یک وقتی بده بیام زیارت حسین

من پست وبدم اما آقا جون نکن تو ردم،هرچی باشم عبد توام و

راه گدایتو بلدم

((حسین سالار زینب))

یاحسین...بازغم تو دل و کشیده به خون

یاحسین...عشق تو میکشه منو به جنون

وقتی که آقا میبرم نامت،دل میشه بازم کفتر بامت

هستم بخدا تشنه جامت حسین

تالحظه ی مرگ پای تو هستم،عمریه به پات آقا نشستم

بر تارعبات دخیل و بستم حسین

((حسین سالار زینب))

ای امیر...جون ناقابل و زمن بپذیر

ای امیر...اومده باز درخونت یه فقیر

رحمی کن آقا به دل زارم،هستی دلم باغ و بهارم

جزعشق شما چیزی ندارم حسین

آرزوی من شهادت بی غسل و کفن ای صاحب کهنه پیروهن

فدای تو ای خونین بدن

((حسین سالار زینب))



آخرین ویرایش: شنبه 3 تیر 1391 06:03 ب.ظ

ولادت ارباب

نویسنده : پسر فاطمه شنبه 3 تیر 1391 12:10 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امام حسین (ع) ،

مادر شهید

حسین،نظری به حال گداهم کن             بی کسم آقا تو نگاهم کن

چیز زیادی نمی خوام آقا              به پای اکبرت فدایم کن

حسین،می دونی تو حسرت کربلام        غربتٌ میخونی ازتو چشام

به جون زینب قسمت میدم           بنویس آقا تو حرم برام

وقتی که بی تابم یاد تو تسکینه

شیرینی ذکرت به دلم میشینه

تاتوهیئت تو پامیذاریم آقا

میدونیم مادرت ماهارو میبینه

((ارباب،ارباب ،ارباب منو دریاب))

حسین،نمازظهرعاشورای تو               اسمم و نوشته به پای تو

خداروشکرکه ازروزازل                توشدی برا منو من شدم براتو

حسین،دستامو رها نکن ای ارباب         پاروضه ی مقتل میشم بی تاب

گم نمیشم توظلمت دنیا                   وقتی برا راهم هستی مهتاب

تو طلای نابی یاحسین اربابی

     عمری سلام دادم بده تو جوابی

وقتی عالم تشنه به نگاهت گشته 

     کی گفته تشنه ی قطره های آبی

((ارباب،ارباب ،ارباب منو دریاب))

حسین،دوری تو آقا کرده پیرم            بایادتو مادر داده شیرم

چطور دلت میادحرم نرم                 منکه بی تواز زندگی سیرم

حسین،سینه زن برای تو جون میده             هرکی با تو باشه روسپیده

چی میشه که یه روز به مادرم          بگن که این مادر شهیده

آرزوم جون دادن پارکاب مهدی 

   تو حرم بستم من آقا باتو عهدی

یباو لطفی کن برای نوکرت   

      دستم رو بذار تو دستای مهدی

((ارباب،ارباب ،ارباب منو دریاب))



آخرین ویرایش: - -

یادحرم

نویسنده : پسر فاطمه جمعه 2 تیر 1391 06:54 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امام حسین (ع) ،

یادحرم

 

ای الهه ی نازم،باتوبرجهان نازم

بی تومن حسین جانم،می سوزم ومی سازم

دل که پرزغم گشته،فصل ماتمت گشته

چی میشه واسه حرم،گویی نوبتم گشته

دلم اسیرروضه هاته،ازاولش دل خاطرخواته

نمازعشقم ای اربابم،به سوی اون کرب وبلاته

((حسین آقام آقام آقا جانم آقا))

من مجنون چشماتم،بنشسته سر راتم

تا ابد گدا مانم،چون سائل دستاتم

بذار باشم من دلخوش،برام بخونن چاووش

منتظرم تا گیرم،بوسه ازضریح شش گوش

حرم حرم رویای شبهام،ببین آقا بی کس وتنهام

نذار که بی تو من بمیرم،بی تو من از زندگی سیرم

((حسین آقام آقام آقا جانم آقا))

دلبرتویی ثارالله،مجنونم وتولیلا

مادرت داده قولم،بمیرم توکربلا

لایق نبودم یارم،اسمت و به لب آرم

بازخجالتم دادی،نوکرعلمدارم

یادم نمیره من کی بودم،یه آدم بی سروپا بودم

حالازیر بیرق نشستم،ممنون گرفتی آقا دستم

((حسین آقام آقام آقا جانم آقا))



آخرین ویرایش: جمعه 2 تیر 1391 11:42 ب.ظ

ویژه شهادت امام هادی(ع)

نویسنده : پسر فاطمه جمعه 2 تیر 1391 05:00 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امام هادی(ع) ،

دل تنگم،عقده داره            غصه های این دل من چه بیشماره

آخه چندسالی میشه که        آقام میون سامرا حرم نداره(2)

وقتی که یه عده پست حرمت شکستند       حرمت تاج سرم نقی شکستند

حرمُ کردند یه ویرونه خدایا                   قلب نازآقامون مهدی شکستند

نه روزو نه شب داریم،ازبس که گرفتاریم

ماشیعه زهرا و،اما چرا بی کاریم؟

داری آقا از ما گله،برات سراومد حوصله

حق داری ای ارباب من،از ما بگیری فاصله

((بیا بیا مهدی بیا))

خیلی خسته ام،دل شکسته ام        چندروزه که بازم دل مارو سوزوندن

هتک حرمت ،شده تکرار            اینبار میخوام بشم واسه مهدی علمدار(2)

وقتی که همه میگن خونش حلاله       کشتن اون بی حیا کی گفت محاله؟

خداقسمتم کنه مبارزه با              کسی که کشتن اون برام مداله

والله که میخوام اینبار،خجلت نشه باز تکرار

واسه کشتن یک مرتد،دارم آقاجون اصرار

کی گفته شیعه میشینه آروم،عمرش شده خورشید رویه بوم

عالم همه گوش به خبر باشید،غیرت شیعه باز میشه معلوم

((بیا بیا مهدی بیا))

تاقیامت،کسی جرات                            نداره به ما کنه بی احترامی

جون میذاریم،اما آقا         نمیذاریم،کسی کنه به اهل بیت بی احترامی(2)

احترام به شما واجب آقا              عشقتون به این دلم غالب آقا

سعاتمند میشه آخراون کسی که            برا خون خواهی جدشماها طالب آقا

مدیون تو چون هستیم،سرباز تو ما هستیم

تخت باشه خیال تو،باسیدعلی هستیم

دست به دست رهبر همه،جون ما واسه اون کمه

تالحظه ی مرگ می مونیم،پشت پسر فاطمه

((بیا بیا مهدی بیا))


 



آخرین ویرایش: - -


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic