من الغریب الی الحبیب...

نویسنده : پسر فاطمه پنجشنبه 9 شهریور 1391 01:47 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امام رضا(ع) ،

 

باز بی تاب شدم،در دلم یادِ حرم
 سوختم و آب شدم از یادِ حرم

فرصتی شد که دوباره پر پروازه دلم
بال زند سمتِ گوهر شادِ حرم

وسط صحن تو روحم چو جدا شد ز تنم
گفتم کاش شوم کبوترِ آزادِ حرم

بهترین لحظه ی عمرم همانی شد که
باد خورد صورتم از بادِ حرم

اکسیر عشق بر مِسم افتاد و زر شدم
تا دستم برسید به فولادِ حرم

کاش که قول کربلایم بدهی
نکند که بمیرم با یادِ حرم

یک عمر حرم گفتم و از هجر نمردم
ای داد بی داد از یادِ حرم

حرم و صحن بهانه است که ره گم نشود
کاش بگویم لبیک به فریادِ حرم

این شعر به ویرایش دوست عزیزم رسید و این بیت رو هم در ادامه خودش گفت:

این همه گفتی زحبیب ذی حرم

ماندم چه بگویم زعزیز بی حرم



آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 شهریور 1391 09:29 ب.ظ

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic