تبلیغات
ستاد مردمی حمایت از دکتر جلیلی - صدای هق هق علی....

صدای هق هق علی....

نویسنده : پسر فاطمه پنجشنبه 2 شهریور 1391 12:48 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: حضرت زهرا(س) ،

به قول یکی از رفقا:((مادر بنا نداشت خود را بنا کند...می خواست بنده باشد و یا ربنا کند))

یا الله به امید تو!

از بچگی صحبت های امیرالمومنین با حضرت مادر برام جانسوز بوده این شعر هم فقط برای دل خودمه...لطفا شما نخونید!!!!

قَدت کمونه،دلت خزونه،به کی بگم این پیرزن خیلی جوونه

   غصه و ناله،اشک ستاره،چند روزه که دل علی برا تو خونه

حسین میگفت با حال عجیبی،بابا برو بیار برا مادر طبیبی

          خودت بگو که چه جوره حالت؟این قدر نگو تابوت بساز برام حبیبی

می سوزه باز بچه ام حسن،تو شعله های کوچه ی تنهایی هاش

همش میگه مادر کنارم بود ولی،چی شد که آخرش شدم عصا براش

    ((وای گل یاس پیمبر...))

اگه که زهرا،خودم می رفتم در وا میکردم حالا تو این جور نبودی

   منو ببخش چون تقصیر من بود،اگه الان کمی بازو کبودی

وقتی صدای دَر می رسه باز،همه تلاطم میگیریم،آروم نداریم

  تو تویه بستر،ما پر دردیم،دوباره باز برای تو بارون می باریم

زینب حالش پریشونه،وقتی حالت دوباره باز وخیم میشه

  خیلی به تو دل بسته بود،آخه بچه از مادر یتیم میشه

        ((وای گل یاس پیمبر...))

دیدم یه گوشه،کربلایی هات آروم نشستن،حسن داره برا اونا روضه می خونه

        میگه با وحشت،این که ملاقات اومده مادر و زد آره همونه

حسین می پرسه،داداش چی شد که مادر سالم و جوونم این شد حالش؟

            مگه نمی گفت،محسن تو راهه،کی کنده پس از رو درخت میوه ی کالش؟

حرفم اینه ای فاطمه،منم علی شوهر تو امامِ تو

     بذار بازم ببینمت چرا می پوشونی جلو علی روتو؟

((وای گل یاس پیمبر...))



آخرین ویرایش: دوشنبه 6 شهریور 1391 12:27 ب.ظ