تبلیغات
ستاد مردمی حمایت از دکتر جلیلی

پیامک های ویژه میلاد امیرالمومنین(ع)

نویسنده : پسر فاطمه پنجشنبه 2 خرداد 1392 03:31 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()  

ش

1- مژده ای شیعه که میلاد علی است
مقتدای ما همه سید علی است
با جلیلی فتنه ها خاموش شد
چونکه یار ویاورش مولا علی است

 

2- خیز ای شیعه حماسه ساز شو
با جلیلی همدم و همراز شو
یا علی گو همرهی کن باسعید
بهر رهبر همچو یک سرباز شو

 

3- در مرام ما فقط مولا علی است
آنکه پیدا هست وناپیدا علی است
با جلیلی یاری مولا کنیم
رمز یارانش فقط یک یا علی است



آخرین ویرایش: پنجشنبه 2 خرداد 1392 03:35 ب.ظ

آقای جلیلی تو نباید می آمدی...

نویسنده : پسر فاطمه چهارشنبه 1 خرداد 1392 09:45 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()  


jalili
آقای جلیلی
برای رئیس جمهور شدن
باید رسانه داشته باشی
نه شعارهای رسا
و تو چه­ طور رئیس جمهور بشوی
وقتی بی­ بی­ سی دعایت نمی­کند
و رادیو اسرائیل
از زیر تورات ردت نکرده است..؟

وقتی آن قدر ساده ای
که اگر در خیابان تصادف کنی
حتی پلیس نمی­شناسدت
و راننده از ترس تو به لکنت نمی­افتد...

آقای جلیلی قبول کن
هیچ کس نمی­شناسدت
چون هیچ دادگاهی خبر سازت نکرده­است
نه در دانشگاهی سهمی داشته ای
و نه فرزندانت
در خیابان
مردم را به جان هم انداخته اند

آقای جلیلی
میدان سیاست نیز
پر از مین­های خطرناک است
و تو
و تو با آن پای پلاستیکی
بهتر از هر کس دیگر
معنای مین را می­فهمی
اما این مین­ها
خیلی خطرناک­ترند
و نه فقط پا را
که هستی آدم را می­سوزانند
وقتی کسی نباشد
که آبرویش را برای باز کردن معبر روی آن­ها بیاندازد
و به نفعت کنار بکشد

آقای جلیلی
تو فرزند انقلابی
و مثل بعضی
انقلاب فرزند تو نیست
تو دستی در بازار ارز نداری
و دلار
به احترام تو سر تعظیم فرود نمی­آورد
و چگونه سر فرود آورد
که تو هیچگاه
و در هیچ مأموریتی
دلار را
به رسمیت نشناخته­ای
و برای حقوق دلاری تعظیم نکرده­ای

آقای جلیلی
تو اقتصادی نیستی
و اقتصاد با تو بیگانه است
تو مثل بعضی
برای خودت
صندوق ذخیره ارزی نداری
و دست هایت
لطافت اسکناس­های سبز را درک نکرده است
تو حتی
برای خودت هم نتوانسته­ای مسکنی درست کنی
و نتوانسته­ ای
پولی پس انداز کنی
که آتیه فرزندانت باشد

تو تنهایی
تنهای تنها
و همه همرزمانت تنهایت گذاشته اند
حتی پایت هم
تو را برای این روزهای سخت
همراهی نکرده است
و اسرائیل هنوز هم که هنوز است
بر عکس بعضی
با تو سر جنگیدن دارد
چون مملکت ارث پدری ات نبوده
که آن را به کنگره آمریکا بفروشی
و آنها هم تشویقت کنند

آقای جلیلی
قبول کن اشتباه کرده ای
و نباید می­آمدی


آخرین ویرایش: چهارشنبه 1 خرداد 1392 10:12 ق.ظ

به یادت هستم...

نویسنده : پسر فاطمه دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 07:03 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()  

لب روی لبت بود که من فهمیدم!
عشق را لحظه ی آغوش گرفتن دیدم
دست بر زلف تو بود و دل من پیش دلت
آن بار پس از بوسه ی تو خندیدم
طعم لبهای تو مانده است به این لبهایم
نکند باز به دوری بکنی تهدیدم
دست های سرد من را بفشار ای یارم
تو خودت شاهدم هستی که پر از تردیدم


آخرین ویرایش: دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 07:10 ب.ظ

درد دل

نویسنده : پسر فاطمه جمعه 23 فروردین 1392 07:17 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: اعتراض ،

مرا به سرعت برقی منافقم کردند
زمرحمت به خوارج مطابقم کردند
سخن نبود شعله های آتش بود
هرآنچه لایق خود بود لایقم کردند
دوباره حرف سکوت،صحبت از تسبیح
مرا به ظن حاجیان موافقم کردند
امان ز ریش دارهای بی تدبیر
که باز متهم به سابقم1 کردند

پی نوشت:
1.سابقه ام



آخرین ویرایش: جمعه 23 فروردین 1392 07:46 ب.ظ

مطلب رمز دار : اصلا حواسش نیس...

نویسنده : پسر فاطمه شنبه 10 فروردین 1392 12:05 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()  

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


آخرین ویرایش: شنبه 10 فروردین 1392 12:16 ق.ظ

فاطمیه ی امسال...

نویسنده : پسر فاطمه یکشنبه 27 اسفند 1391 11:27 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: حضرت زهرا(س) ،

امسال فاطمیه فقط به این فکر میکنم!
کابوس شبهای امام حسن(ع):
قدار بسه،بی عار بسه،یک بار،دوبار،چندبار ،بسه،خورد صورتش دیوار، بسه!


آخرین ویرایش: - -

شب ولادت امام عسکری(ع)

نویسنده : پسر فاطمه چهارشنبه 2 اسفند 1391 11:12 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()  

حاصل  اس ام اس بازی با مداح اهل بیت...

فرستادم...
بنازم عشق عالمگیر عباس/فلک دریا و مه تصویر عباس...
فرستاد...
دردم این است عمو نیز در این قافله نیست/مثل من پای کسی پر شده از آبله نیست...
فرستادم...
زخم هایم زسر راس به نی پوشاندم/پیش این حرمله و شمر که جای گله نیست...
فرستاد...
.
.
.
.
عجب شبی بود...


آخرین ویرایش: - -

مطلب رمز دار : اینبار من از شما دلگیرم!

نویسنده : پسر فاطمه جمعه 20 بهمن 1391 12:04 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()  

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


آخرین ویرایش: جمعه 20 بهمن 1391 10:55 ب.ظ

من الغریب الی الحبیب...

نویسنده : پسر فاطمه چهارشنبه 4 بهمن 1391 05:32 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امام زمان (عج) ،

گاهی ز یاد رفته و دل سنگ میشوم

گاهی به یاد هستی و دل تنگ میشوم

من چون پَر کلاغ،همرنگ غم شدم

مَهجورهستم و چون ((دال)) خم شدم

.

.

.

 چندروزی به گدایی شما سرگرمیم

کاهلیم و زین کاهلیم پُرشرمیم

کاش می شد که دعا گوی قنوتت باشیم

کاش می شد همه همسفره ی قوتت باشیم...

 



آخرین ویرایش: چهارشنبه 4 بهمن 1391 05:39 ب.ظ

جانم امام حسن...

نویسنده : پسر فاطمه جمعه 22 دی 1391 01:27 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امام حسن(ع) ،

ای به لبهای من ترانه حسن

بهترین حس عاشقانه حسن

تاکه اسم قشنگ تو بردم

در دلم زد گلی جوانه حسن

تا بدست آرم دل زهرا

روضه ات را کنم بهانه حسن

صلح تو شد پیام عاشورا

ابتدای غم زمانه حسن

 

ایام شهادت معزالمومنین امام حسن (ع)،رسول مکرم اسلام (ص)و امام مهربانیها امام رضا(ع) تسلیت باد...



آخرین ویرایش: پنجشنبه 5 بهمن 1391 11:17 ب.ظ

الشام الشام الشام

نویسنده : پسر فاطمه شنبه 18 آذر 1391 11:59 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: حضرت زینب(س) ،

حضرت زینب کبری،خواهرحضرت سقا        برا ما روضه بخون تا بمیریم ازغم مولا

ام المصائب،خدا برات عزا داره

ام المصائب،حسین برات بی قراره

ام المصائب،مهدی برات اشک میباره

دلم به یاد،غصه ی تو پریشونه

                                                 دلم به یاد،مصیبتت چقدرخونه

ممنون گذاشتی،گدا براتون بخونه

((بنت الزهرا،عشق مولا،ای خواهر خون خدا))

        دوباره دل پریشونم،ازغم حسین میخونم                   یادگارکربلا شد،بخدا قد کمونم

تو دشت غربت،غصه ها بی شمار بودن

تودشت غربت،دشمنا بی حیا بودن

تودشت غربت،بچه ها بی پناه بودن

یادم نمیره،وداع آخرحسین

یادم نمیره،شمررو رو سینه ی حسین

یادم نمیره،رونیزه ها سرحسین

((بنت الزهرا،عشق مولا،ای خواهر خون خدا))

    چیزی که برام عذابه،قصه ی کشف حجابه    داغی که کرده منوپیر،یاد اون بزم شرابه

ماتک وتنها،میون مجلس یزید

رقیه اونجا،خدامیدونه چی کشید

حسین نبینه،چه زود موهام شده سپید

داشتم می مردم،محله ی قوم یهود

کل تنم شد،همون جا این قدر کبود

خداروشکر که عباس کنارمانبود

((بنت الزهرا،عشق مولا،ای خواهر خون خدا))

نگید من روضه نخونم،بگیداما من بدونم           زین همه داغ و مصیبت،چطوری زنده بمونم؟

زینب بی معجر،بشنو ولی باور نکن

خاکسترو سر،بشنو ولی باور نکن

بی کس ویاور،بشنو ولی باورنکن

کوچه های شام،تموم درد این دله

کوچه های شام،جسارتاش که کامله

کوچه های شام،چی گذشت بر این قافله

((بنت الزهرا،عشق مولا،ای خواهر خون خدا))

 برای دانلود سبک شعر اینجا کلیک کنید



آخرین ویرایش: یکشنبه 19 آذر 1391 12:11 ق.ظ

انا عبدالرقیه(س)...

نویسنده : پسر فاطمه جمعه 26 آبان 1391 12:05 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: حضرت رقیه(س) ،

دختر شامی ادایم را درآورد    

 بیرون زپایش کفش و از سر معجر آورد

دست بر پهلو لنگ لنگان راه می رفت

تا دید عمه ناله ی وای مادر آورد

******

لج کرده زجر بی حیا زجر کُش کنه سه ساله رو

بچه مگه از قصد می خواست معطل کنه قافله رو

******

قدم کوچیکه مردا بزرگن

پاهام کوچیکه خارا بزرگن

گونه ام کوچیکه دستا بزرگن

******

دوباره غروب و غربت

دوباره یه دنیا وحشت

هردفعه زجر رو میبینم

میگیرم دوباره لکنت

******

هرکی منو دید بهم می خنده

وَرَم چشامو داره میبنده

دختر شامی کنایه ام زد

ببین موهامو چه قدر بلنده

******

من الذی ایتمنی؟؟؟؟

 



آخرین ویرایش: جمعه 26 آبان 1391 12:19 ب.ظ

فصل روضه...

نویسنده : پسر فاطمه سه شنبه 16 آبان 1391 10:14 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امام حسین (ع) ،

غزل برای تو گفتن،حسی دگر است    

شعری که شد برای تو، شعری دگراست

هزار قافیه مبهوتِ قلب تو 

 قلبی که تیر می خورد،قلبی دگراست

اِذنی بده که جان بدهم در عزای تو  

مرگی که شد برای تو ،مرگی دگر است

گویند امیراست گدای در تو

دستی که عطا کرد،دستی دگراست

خُرد و کلان ما بفدای رَهت حسین

راهی که پر از شور بُود،راهی دگر است

بهار ما به محرم بها گرفت

بهارما فصل روضه و،فصلی دگراست

این دل به لطف حق شده بیت الحَزَن،حسین

آخرحُزن سَربریدنت،حُزنی دگر است

تو شدی خون خدا و همه سرمایه ی ما

سرمایه ی زیر دست و پا،داغی دگر است

کُشته ی خونین کم نیست حسین

تشنه لب بودی و قتلت،قتلی دگراست

گویند آه مظلوم خانمان سوز بُوَد

خانه مان سوخت ز آهت که آهی دگراست

به خاک ،سیه پوش مرا دفن کنید

پیروهن مشکی روضه،کفنی دگر است

مرگ در روضه ی تو خوب ولی

جان دادن در کرب وبلا،چیزی دگر است



آخرین ویرایش: سه شنبه 16 آبان 1391 10:23 ب.ظ

تصور کن...

نویسنده : پسر فاطمه چهارشنبه 3 آبان 1391 11:46 ب.ظ  •  دیدگاه ها : ()  

تصور کن جوانی را که از دست تو خواهد رفت

همه شور و توانی را که از دست تو خواهد رفت

قیامت را نگه کن پش پایت

بدست آور ثوابی را که از دست تو خواهد رفت

تو نامت شیعه و سربار یاری

تصور کن امامی را که از دست تو خواهد رفت

نگاهت سوی غیراست و خیالت با کَس دیگر

تماشا کن نگاری را که از دست تو خواهد رفت

بیا و فرصتت را مغتنم بشمار

تصور کن بهاری را که از دست تو خواهد رفت

نگاه حضرتش بالا نشینت میکند

بدست آور نگاهی را که از دست تو خواهد رفت



آخرین ویرایش: چهارشنبه 3 آبان 1391 11:48 ب.ظ

من الغریب الی الحبیب...

نویسنده : پسر فاطمه پنجشنبه 9 شهریور 1391 12:47 ق.ظ  •  دیدگاه ها : ()   ارسال شده در: امام رضا(ع) ،

 

باز بی تاب شدم،در دلم یادِ حرم
 سوختم و آب شدم از یادِ حرم

فرصتی شد که دوباره پر پروازه دلم
بال زند سمتِ گوهر شادِ حرم

وسط صحن تو روحم چو جدا شد ز تنم
گفتم کاش شوم کبوترِ آزادِ حرم

بهترین لحظه ی عمرم همانی شد که
باد خورد صورتم از بادِ حرم

اکسیر عشق بر مِسم افتاد و زر شدم
تا دستم برسید به فولادِ حرم

کاش که قول کربلایم بدهی
نکند که بمیرم با یادِ حرم

یک عمر حرم گفتم و از هجر نمردم
ای داد بی داد از یادِ حرم

حرم و صحن بهانه است که ره گم نشود
کاش بگویم لبیک به فریادِ حرم

این شعر به ویرایش دوست عزیزم رسید و این بیت رو هم در ادامه خودش گفت:

این همه گفتی زحبیب ذی حرم

ماندم چه بگویم زعزیز بی حرم



آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 شهریور 1391 08:29 ب.ظ


تعداد کل صفحات ( 3 ) 1 2 3